
نظرات شما عزیزان:
ملیکآ 
ساعت18:43---9 اسفند 1395
سلام موسیو هانی
چرا که نه
بیشتر از اونی ک فکرشو کنی مشتاقشم
خیلی ب نظرم جالبه خاطره دریاره مدسه یا کاراته ت پاسخ:سلام پرنسس ملیکاخانوم....خوشالم که موافقی...خوب...ولی دیگه تو سروکله همدیگه نزدیم...استادمون برامون یه داستان قدیمی کاراته ای تعریف کرد که من خیلی خوشم اومد میخام بنویسمش....ولی مانی میگه داستانش الکیه ولی من و زاگرس میگیم ممکنه واقعی باشه...این مهم نیست...آخه جالبه...فردا عصر یا شب مینویسمش...خوب...ممنون کامنت نوشتی...بای بای
مليكآ 
ساعت20:41---8 اسفند 1395
سلام موسيو
خيلي ببخشيد
اينقد زياد مشغله داشتيم اصلا ب كلي يادم رف
وگرنه هميشه اومدنم به اينجا تو الويته
خاطره ي قشنگ و باحال و جرف تكون دهنده اي
فك كنم تو زمان شمام اينجوري بود يه قلك كوچيك ميدادن
ك ببرين خونه و بعد چن روز بيارين واسه خيريه نميدونم چي چي
خلاصه همون قلك ب دست ما رسيد اگه يادم باشه
كلاس پنجم
ابجيم اون موقع تو بيمارستان بستري بود ب خاطر همين بهش ندادن
خلاصه اون قلك و اورديم خونه ب اهل خونه قضيه رو گفتيم
تقريبا همه دلار دلار مينداختن توش خخ فك كنم همون قلكم خرج كشور فلسطين ميشد ب تنهايي
حالا خدانكنه ازشون پول تو جيبي بخوام پر و پاچه من و ميگيرن ، الكي خخ يه اصطلاحه در اصل
ولي خيلي خوبه پديا خانوم و داري و زياد حوصلت سر نميره
خيلي خوشم مياد ازش خاطره مينويسي خخ
خدانگهش داره پديا اخلاقاش خيلي زياد شبيه دختر عمويه منه
خخ موفق باشي موسيو پاسخ:سلام اجی پرنسس ملیکاخانوم....خیلی خوشحالم که کامنت نوشتی برام...بیشتر ازون خیلی خوشحالم که بعد از انجام کاراتون برام کامنت نوشتی...توروخخخدا همیشه هروقت کار دیگه ای نداشتی به وبلاگم سر بزن...این خواسته من از همه شماس...ممنون...خوب...نه به ما قلک نمیدادن و نمیدن همینجوری کارت به کارت پیادمون میکنن..خخخخخخ..احتیاجی به قلک نیست...ولی قلک خیلی دوس دارم هرچیه هرچی که پول داشته باشی بازم وقتی قلک میبینی دوس داری بشکنی پولاشو در راههای خداپسندانه خرج کنی خخخخخخ...خوب..آره والله...وختی پول واسه مدرسه یا چیزای دیگه ای باشه مثل چی پول میدن ولی وختی واس خودمون پول میخاییم ازمون اسکن چشمی میگیرن تا یه ذره پول بهمون میدن...کاملا درک میکنم ....خوب...پدیا...خیلی دوسش دارم...مخصوصا وقتی عصبانیش میکنم...یه حرفایی میزنه لشکر اسکندرم نمیتونن جوابشو بدن....خیلی ممنون خدا هم تو و هم خونواده محترمتو هم اونایی که دوسشون داریو نگه داره...پس حتما دخترعمو دختر خوبیه که پدیا شبیهشه...این خوبه....خیلی خوب...ممنون که همیشه دعوتمو به وبلاگ خودت قبول میکنی...راستی آپ بعدی میخام یه داستان کاراته ای بنویسم...موافقی پرنسس خانوم؟؟؟
yousef 
ساعت22:01---7 اسفند 1395
سلام داداش گلم...خیلی نگرانتم...چندروزی که نیومدی کامنتارو جواب بدی..خیلی دلم شور میزنه...
ایشاالله حالت خوبه خوبه...
فعلا یا علی .gif) .gif) پاسخ:سلام یوسف جان...نه بابا حالم خوبه...لازم نیست نگران باشی...دلتم شور نزنه...خوب..بدک نیستم...خوبم...و...ممنون کامنت نوشتی
yousef 
ساعت21:58---5 اسفند 1395
سلام سلام به همه دوستای خوب وبلاگ هانی و دوستای همشهریای مهربون و دل پاکش
داداش هانی اونجایی که رفتی پیش پدیا و از قبلشم دلت خبر میداد که پدیا جان ٬درخواستت رو رد نمیکنه ..با فهمیدن و مطمئن شدنت ٬ثابت کردی که همه بچه ها خیلی دل بزرگ و دل رحمی دارن...حتی اگرم هیچی نداشته باشن٬رویاهاشونو تقدیم عزیزاشون میکنن...
به پولدارا وختی که گفتی٬الان که پولدار هستین به فقرا کمک کنین شاید فردا شما جای اون فقیر باشین....واقعا که عالی گفتی دقیقا مثل اون ضرب المثل ایه که میگه به بدبخت ها و دیونه ها و ... نخندید چونکه سرتون میاد و یه روزی شما مثل اون میشین...
این حرفات رو من خودم همه رو رعایت میکنم و از این حرفات خیلی خیلی خوشم میاد...
و اونجایی که گفتی به پولدارا بیش از حد احترام نزارید و به فقیرا بیشتر احترام کنید چونکه همه چی پول نمیشه...شاید اون فقیر دانایی و هوشش بیشتر از اون پولدارا باشه...واقعا که گل گفتی پسر...
و خیلی نکته های ریز که اگه بنویسم کل صفحه رو هم کم میارم و جا نمیشه...
در کل این اخلاق خوبته که تورو عزیزترین دوست خودم میدونم...داداش گلمی...خیلی آقایی...به زاگرس ااینا سارا ...آریا و آرین و پدیای گلم سلام برسون و همشونو از طرف من ببوسشون...بگو که یوسف گف ببوسمتون پاسخ:سلام یوسف...اصلا کاملا مطمئن بودم بهم کمک میکنه..شک نداشتم ...خوب...آره هر فقیری ممکنه یه روزی پولدار بشه هر پولداری ممکنه یه روز فقیر بشه...من خیلیا رو میشناسم که پولدار بودن ورشکست شدن...زیاد پیش میاد ...خوب..اصلا عموجان من و مانی و پدیا رو طوری تربیت میکنه که اگه همین فردا فقیر شدیم شوکه نشیم و خیلی زود باهاش کنار بیاییم....خوب...منم از بیشتر حرفای تو خوشم میاد ولی نمیدونم چرا بعنوان مطلب نمی نویسیشون توی وبلاگت...آهنگ زدی راستی؟...خوب...ممنون آره درنهایت ارزش آدم به شخصیتشه نه به چیزایی که داره و یا نداره....خوب...نه ببین...هر اندازه که دوس داری میتونی برام بنویسی من خوشحال میشم...خوب..ممنون لطف داری...خوب..همشونو ببوسم؟؟...خخخخخ...سعی میکنم....خوب..بخاطر کامنت ممنون...راستی این کامنت دو بار اومده یکیشونو تایید میکنم...
yousef 
ساعت21:57---5 اسفند 1395
سلام سلام به همه دوستای خوب وبلاگ هانی و دوستای همشهریای مهربون و دل پاکش
داداش هانی اونجایی که رفتی پیش پدیا و از قبلشم دلت خبر میداد که پدیا جان ٬درخواستت رو رد نمیکنه ..با فهمیدن و مطمئن شدنت ٬ثابت کردی که همه بچه ها خیلی دل بزرگ و دل رحمی دارن...حتی اگرم هیچی نداشته باشن٬رویاهاشونو تقدیم عزیزاشون میکنن...
به پولدارا وختی که گفتی٬الان که پولدار هستین به فقرا کمک کنین شاید فردا شما جای اون فقیر باشین....واقعا که عالی گفتی دقیقا مثل اون ضرب المثل ایه که میگه به بدبخت ها و دیونه ها و ... نخندید چونکه سرتون میاد و یه روزی شما مثل اون میشین...
این حرفات رو من خودم همه رو رعایت میکنم و از این حرفات خیلی خیلی خوشم میاد...
و اونجایی که گفتی به پولدارا بیش از حد احترام نزارید و به فقیرا بیشتر احترام کنید چونکه همه چی پول نمیشه...شاید اون فقیر دانایی و هوشش بیشتر از اون پولدارا باشه...واقعا که گل گفتی پسر...
و خیلی نکته های ریز که اگه بنویسم کل صفحه رو هم کم میارم و جا نمیشه...
در کل این اخلاق خوبته که تورو عزیزترین دوست خودم میدونم...داداش گلمی...خیلی آقایی...به زاگرس ااینا سارا ...آریا و آرین و پدیای گلم سلام برسون و همشونو از طرف من ببوسشون...بگو که یوسف گف ببوسمتون پاسخ:دیدم حیفه تاییدش نکنم ..منم تاییدش کردم...خخخخخخخخخخخ
❣ ᓄـلیــنا ❣ 
ساعت9:16---4 اسفند 1395
سلاااااام هاني خوبي تو اولاي پستت نوشتي چه خبر ؟؟چه خطرر؟؟خوبين؟
خبر هيچي سلامتي...خطرم ك خداروشكر هيچي ....خوبم مرسي خخخخخخ
وااااي چ خواهر مهربوني داري ....همون قدري هم ك بهت داده واسه من حكم ده ميليون رو داره خخخخخخحخحح
قبلا وختي از داداشم پول ميگرفتم همونم ازم پس ميگرف بهم ميگف اگه پولو بدي بيشتر بهترميدم منم شاده بهش ميدادم اخرش پول نميداد خخخخخخ
خب درباره فقير ها هم راستش من زياد ازشون خوشم نمياد البته نميگم ادماي بدي هستن ولي خب قبلا ي نفر بود ك ب خاطرش از فقيرا خوشم نياد
يادمه وختي 9 يا8سالم بود منو بابام داشتيم ميرفتسم بيرون بعد ي زن ي جا نوشته بود هي ميگف خواهش ميكنم بهم كمك كنيد بچم مريضه از اين حرفا بابام بهش هزار تومن داد و دوهزار تومن بهش اضافه كرد منم مث منگولا داشتم ميديدم
بعدا ب بابام گفتم چرا بهش پول دادي خلاصه بهم گفت بايد بهشون كمك كني ايناا
خب موفق باشيييي.gif) پاسخ:سلام ملیناجان...خوب باشی خوبم....خوب..این چه خبر چه خطر یه اصطلاحه که همش مانی میگه اونقد گفته که منم بعضی وقتا میگم...فک کنم چون قافیه هستن باهم سر زبون خوب میچرخه...خوب...آره ملینا جان...خیلی دختر خوبیه...ولی خیلی از من شلوغ پلوغتره...خیلیم زبون درازتر از منه....اصلا عین پیرزنا حرف میزنه...خوب..وای داداشت پولو پس نمیداد؟؟...البته منم این مانی هزار بار بیشتر ازم پول گرفته پس نمیده...عادت دارم..بی خیال...خوب...آره قبول دارم بعضی فقیرا یه جوری هستن...من کلا اصلا با پول گدایی موافق نیستم...ولی بعضیا واقعا مجبورن ملیناجان....ولی ببین..هیچ.قت هیچوقت در خونه رو روی فقیرایی که میان دم در پول بگیرن باز نکن...باشه؟...خوب...ممنون تو هم موفق باشی....راستی از آجی ملیکا چه خبر؟...حالش خوبه؟...دوس دارم بیاد مطلبمو بخونه...البته هر موقه کار دیگه ای نداشت...خوب..ممنون کامنت نوشتی دخترخوب...بای بای
|